دستشو به نشانه ی پیمان بستن جلو آورد و گفت بیا انجامش بدیم،گفتم باشه و عهدی بستیم.
دیروز کتابی به دستم داد و پرسید کتاب من کو؟
وحید جان کتابت مبارکمان باشد.
ای تو که بهتر از هر چه باغبان آواز درختان باغ پدریمان را میدانی،پس بخوان که آبگیر خشکیده منتظر است.
+ نوشته شده توسط عزیزاله خان در دوشنبه 1388/07/27 و ساعت
3:42 |

