تَرک دیوار را نمیبینی،چرت شکسته ی عمه بتول را ببین که حتما به فکر ندانم کاریش بود که دختر دسته ی گلش را به چه احمقی داده و بیچاره دخترش چه خون و دلی میخورد از دست تو،از خودت بپرسند حتما میگویی:
کی؟
من!
.
.
.
.
من پس از مدتها دوباره آمدم
اینبار دست خالیتر از قبل!
سلام.
کی؟
من!
.
.
.
.
من پس از مدتها دوباره آمدم
اینبار دست خالیتر از قبل!
سلام.
+ نوشته شده توسط عزیزاله خان در دوشنبه 1390/03/02 و ساعت
17:57 |
